غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
330
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و حاكم حلب او را حبس كرده به حلق بكشت و قولى آنكه شيخرا منازعان بر دار كشيدند و روايتى آنكه طعام از وى بازگرفتند تا بمرد مدت عمرش سى و شش سال يا سى و هشت سال بود و در سنهء سبع و تسعين و خمسمائه ابو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد بن على المعروف بابن الجوزى فوت شد و نسب ابن الجوزى بامير المؤمنين ابو بكر رضى اللّه عنه ميرسيد و او در انواع فنون و اصناف علوم مانند تفسير و فقه و طب و سير و تواريخ و اخبار وحيد ادوار و فريد اعصار بود از مصنفاتش تلقيح و منتظم و اعمار الاعيان در ميان طوايف انسان مشهور است و نكات آن كتب در مؤلفات علما و فضلاء منقول و مذكور در تاريخ امام يافعى مسطور است كه ابن جوزى از صغر سن تا آخر عمر در بغداد بموعظه و نصيحت اشتغال مىنمود و بر بالاى منبر سؤالات مردم را جوابهاى نادر ميگفت از جمله آنكه نوبتى در باب تفضيل امير المؤمنين ابو بكر رضى اللّه عنه ميان شيعيان و سنيان نزاع كلى بوقوع پيوست و بعد از قيل و قال هردو طايفه بمحاكمهء ابن جوزى راضى شدند و در محلى كه او بموعظه مشغول بود بمجلس درآمده يكى از ايشان در برابر منبر بايستاد و سؤال كرد كه افضل صحابهء رسول صلى اللّه عليه و سلم على بن ابى طالب است يا ابو بكر صديق رضى اللّه عنهما و چون رعايت جانب فريقين در آن زمان لازم بود ابن جوزى جواب داد كه ( افضلهما من كاتب ابنته ) و فى الحال از منبر فرود آمد تا بسبب اعادت سؤال كشف معنى اين عبارت مبهم نبايد كرد پس سنيان گفتند كه سخن ابن جوزى اين معنى داشت كه ابو بكر افضل است زيرا كه دختر او عايشه رضى اللّه عنهما در خانه رسول صلى اللّه عليه و سلم بود و شيعيان بر زبان آوردند كه مقصود ابن جوزى از آن عبارت آنست كه امير المؤمنين على عليه السّلام افضل است زيرا كه دختر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در خانه او بسر ميبرد و هم درين سال شاه سنجان كه ملقب و موسوم است بركن الدين محمود از عالم انتقال نمود و در سنهء ستمائه ابو المكارم فضل اللّه الذقانى كه در حديث شاگرد شيخ بخارى بود از جهان نقل فرمود و او در سال پانصد و سيزده بوجود آمده بود و بعد از وصول بسن رشد و تميز در تحصيل علوم مساعى جميله بتقديم رسانيده فاضل كامل شد و هم درين سال قدوة المحدثين و زبدة المتبحرين صاحب التصنيفات ابو محمد عبد الغنى بن عبد الواحد المقدسى و ابو محمد قاسم بن هبة اللّه العساكر بعالم آخرت رفتند و در سنهء اثنى و ستمائه ناصر منصب وزارت خود را به سيد ابو الحسن بن ناصر مهدى بن حمزة الحسينى تفويض نمود و آن جناب در اوايل حال ساكن خطهء رى بود و در وقتى كه خوارزم شاه بر آن ولايت استيلا يافت بدار السلام شتافت و در سنهء اثنى و تسعين و خمسمائه بمنصب نقيب النقبائى منصوب گشت و در سنهء اثنى و ستمائه وزير شده در اواخر جمادى الآخر سنهء اربع و ستمائه ناصر رقم عزل بر ورق حالش كشيد اما نسبت به آن جناب مراسم رعايت و عنايت مرعى ميداشت و همت بر سرانجام وجه معاش و مايحتاجش مىگماشت و در منتصف محرم الحرام سنهء سته و ستمائه شيخ روزبهان الشيرازى از عالم مجازى انتقال نمود و هو ابو محمد بن ابى نصر البقلى و شيخ روزبهان در علوم